انتظار عدالت ورزي از دادگستري

June 15, 2008 10:41 AM
دادگستري معمولا جايگاهي است که نخستين انتظار افکار عمومي از آن عدالت ورزي است. و اين انتظار انتظار بجايي است، چرا که وجود عنصر عدالت آن هم در دستگاهي که بخواهد در اختلافات اشخاص حقيقي و حقوقي با يکديگر وارد شود و حکم صادر کند ضرورتي انکارناپذير است که عقل هم آن را تاييد مي کند.
عدالت ورزي از سوي دستگاهي که ضرورت وجودي آن استقرار عدالت است به ويژه آن گاه که خود يک سوي ماجرا واقع مي شود مي تواند تابلوي زيبايي را براي همگان به نمايش بگذارند تا بر وجود ضروري ترين عنصر دستگاه «داد» گستري اعتماد و ايمان پيدا کنند.
اما متاسفانه اين روزها شاهد بوديم که از سوي روابط عمومي دادگستري يزد جوابيه اي که براي يکي از مطبوعات محلي يزد صادر شد که اين جوابيه نمي تواند اطمينان افکار عمومي را نسبت به رعايت عدالت توسط دادگستري حد اقل در نگارش همين جوابيه جلب نمايد.
پيش از ادامه بحث عين متن خبر درج شده در نشريه بشارت نو و سپس جوابيه دادگستري به اين خبر را با هم مي خوانيم :
احضار مدير مسئول آئينه يزد به دادگاه
در پي چاپ مقاله اي با عنوان " مرد سال كيست ؟"در هفته نامه آئينه يزد ،رضا سلطان زاده مدير مسئول اين نشريه به دادگاه احضار شد .
شاكي اين پرونده رئيس كل دادگستري يزد و اعلام جرم از سوي دادستان عمومي و انقلاب اسلامي يزد به عنوان مدعي العموم صورت گرفته است . اين در حالي است كه به گفته سلطان زاده اين مقاله برگرفته از سايت خبري "عصر ايران " بوده و در روزنامه جمهوري اسلامي مورخ 15 فروردين ماه سال جاري (پيش از درج در ائينه يزد ) چاپ و منتشر شده است. در پي اين شكايت مدير مسئول آئينه يزد در شعبه اول دادسراي عمومي و انقلاب اسلامي يزد (كه شعبه اي غير تخصصي براي مطبوعات و متخصص در امور جناحي و بازپرسي پرونده هاي قتل و ... است )باز جويي و پس از تكميل پرونده باقيد كفالت آزاد شد . پرونده آئينه يزد نيز براي رسيدگي در دادگاه مطبو عات به شعبه اول دادگاه تجديد نظر استان يزد ارجاع شد .
هفته نامه بشارت نو شماره 127-29/2/87

 
 
متن جوابيه روابط عمومي دادگستري يزد
مدير مسئول هفته نامه بشارت نو شماره 867- ر-ع تاريخ 13/3/87
سلام عليكم باعنايت به درج خبري با عنوان "احضار مدير مسئول آئينه يزد به دادگاه " در هفته نامه مورخ 29/2/87 به نظر ميرسد نگارنده خبر از دانش اوليه قضايي برخور دار نبوده و فرق بين جناحي و جنايي را نمي داند و يا اينكه تصميم بر مخدوش نمودن دستگاه قضايي را داشته است كه هر كدام از آنها باشد جاي بسي تاسف است . ضمنا در خبر مذكور درج گرديده كه شاكي اين پرونده رئيس كل دادگستري يزد ميباشد كه اين مطلب نيز كذب محض بوده و قويا تكذيب مي گردد . علي ايحال براساس فرموده خداوند حكيم در آيه شريفه "اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما " با توجه به اينكه دادگستري وظايف سنگيني در جهت حل مشكلات قضايي مردم را دارد و از پرداختن به امور واهي آن نشريه در اين خصوص معذور است به مفاد همين آيه شريفه عمل نموده و اعلام مي نمايد . سلام عليكم

روابط عمومي دادگستري يزد – امضاء


گرچه افکار عمومي بدون هرگونه توضيحي اذعان دارند که جوابيه مزبور در شان دستگاهي که وظيفه اي جز «دادگستري» ندارد ، نيست ، اما بد نيست  نکاتي در اين خصوص يادآوري کنيم، باشد که ديگر شاهد تکرار چنين رويدادهاي تاسف باري آن هم از سوي دادگستري نباشيم.
در ابتدا تاکيد مي کنم درست نويسي و اصرار بر صحت، دقت و سرعت از جمله اصولي است که همواره بايد مد نظر اصحاب رسانه ها باشد و رعايت اين اصول موجب گسترش اعتماد مخاطبان به رسانه شده و رسانه را از سرمايه هاي اجتماعي برخوردار مي سازد.
از سوي ديگر هر روابط عمومي بايد به اين نکات توجه داشته باشد که روابط عمومي همانگونه مدافع عملکردهاي صحيح سازمان خويش است ، بايد مدافع حقوق اقشار مختلف مردم و مخاطبان خود نيز بوده و ضمن رعايت احترام آنان به هيچ قيمتي حاضر نشود از سوي خود يا سازمان متبوعش به حقوق آنان تعرضي صورت گيرد.
اين موضوع مهم آن گاه که به « دادگستري» مربوط مي شود اهميت مضاعف مي يابد ، چرا که « رعايت عدالت و دادگستري» جزو وظايف ذاتي اين دستگاه است و بايد خود نمونه اي بارز و مشهود و ملموس از آن باشد.
توجه داشتن به « اصل برائت» ، « عدالت ورزي»، پرهيز از « ايراد اتهام و افترا » ، پرهيز از « اهانت »، وظيفه دانستن « پاسخگويي»  و احترام به افکار عمومي و رسانه ها به عنوان نمايندگان افکار عمومي ، ارائه توضيح با متانت و گذشت از لغزش هاي غير عمد، حداقل انتظاراتي است که از « روابط عمومي دادگستري » مي توان داشت که متاسفانه در  جوابيه مورد اشاره ، کمتر اثري از آن يافت مي شود.
بي دانش خواندن يک رسانه ، به رخ کشيدن يک خطاي معمولي تايپي، سوء ظن نسبت به نيت رسانه، جاهل خواندن رسانه با استناد به آيه اي از قرآن و  واهي خواندن مطالب نشريه از جمله مواردي است که متاسفانه در يک جوابيه چند خطي روابط عمومي دادگستري نثار يک رسانه که نماينده اي از افکار عمومي است شده و جاي تاسف بسيار دارد.
البته بهره گيري از چنين ادبياتي براي پاسخگويي به رسانه ها روش هاي متقابلي را به ارمغان مي آورد که آن هم سزاوار نيست . مثلا با روش و ادبيات روابط عمومي دادگستري مي توان در پاسخ به آن جوابيه چنين گفت که : « به نظر مي رسد نگارنده جوابيه از دانش اوليه روابط عمومي و قضايي برخوردار نبوده و فرق بين جوابيه و اهانت را نمي داند و يا اينکه تصميم بر مخدوش نمودن حرمت مطبوعات را داشته است که هر کدام از آنها باشد جاي بسي تاسف است.»
به هر حال نگارنده اميدوار است جوابيه مورد اشاره مربوط به روابط عمومي دادگستري نباشد و روابط عمومي دادگستري ضمن خويشتن داري و رعايت اخلاق اسلامي و قضايي، با صدور جوابيه اي با متانت به توضيح پيرامون خبر مندرج در رسانه يا تکذيب آن بپردازد.
بي ترديد تاسي به شيوه هاي رفتاري اخلاق مدارانه از سوي دستگاه هاي اجرايي و قضايي و رسانه ها ، مي تواند به آرامش جامعه و گسترش همدلي و همکاري و نشاط در آن کمک نمايد و چه خوب است که روابط عمومي دستگاه هاي اجرايي و قضايي در راستاي عمل به وظايف حرفه اي خويش، در اين راه پيشگام باشند.
Posted by m.emami 0 Comments

به به ! به به !

June 15, 2008 10:39 AM

وقتی آدم به سایت برخی از سازمان ها نیگاه می کنه ، احساس عجیبی بهش دست می ده !

گاهی اوقات هم دلش گیلی ویلی می ره و اگر مواظب نباشه ممکنه یه کاری دست خودش بده !
می گین چرا ؟ الان می گم براتون !
جونم براتون بگه که :
اول و وسط و آخر سایت رو که نیگاه می اندازی می بینی همه دارن از این سازمان تشکر می کنن !
اوضاع و احوال رو به راهه و گل و بلبله ! مردم رو هم بی خیال ! هر چی می خوان بگن !
شما خودتون یه نیگاهی بکنین ببینین :
  • وزیر روابط دودی آتشی و بوقی از سازمان آتش و دود و بوق تشکر کرد.
  • استاندار ... از سازمان آتش و دود و بوق تشکر کرد
  • قدردانی رییس ... از سازمان آتش و دود و بوق
  • تشکر وزیر ... از مدیر سازمان آتش و دود و بوق
  • تشکر نماینده مردم پشت کوه قاف از سازمان آتش و دود و بوق
  • امام جمعه دارقوزآباد سفلی از سازمان آتش و دود و بوق تشکر کرد
  • سازمان آتش و دود و بوق در سطح کشور برتر شد
  • تقدیر و تشکر فرمانده نیروی انتظامی پتی آباد سفلی از سازمان آتش و دود و بوق
  • مشاور رییس جمهور در امور بوق از سازمان آتش و دود و بوق تشکر کرد
اینجاست که آدم یهو حالی به حالی می شه ! صدای به به ! به به ! از نهاد آدم در می آد !
پس خوبه توی اینجور سازمان ها ستاد رویدادهای یهوکی یه فکری برای این دسته از آدمها بکنه تا در آینده دچار رویدادهای ناگواری نباشیم.

Posted by m.emami 0 Comments

مرگ خوب است اما برای همسایه ؟!

June 15, 2008 10:37 AM
دوست و برادر بزرگوارم جناب آقای جوانفکر که مشاور مطبوعاتی رییس جمهور محترم هستند طی یادداشتی با عنوان « من غلط می کنم که .... » در وبلاگ تازه خود (شاهد) به برداشت نادرست یک خبرنگار از سخنان دکتر داوود دانش جعفری اشاره کرده اند و در پیگیری موضوع با این سخن روبرو شده اند که : آقای جوانفکر شما که خودتان ژورنالیست هستید و می دانید که در کار ژورنالیستی اینگونه مسائل پیش می آید.
ایشان ادامه می دهند : به او گفتم : آقای محترم من غلط می کنم به این مفهومی که مد نظر شماست ژورنالیست باشم. من یک زمانی خبرنگار بودم و کار خبری را به عنوان یک فرد مسلمان به انجام می رساندم. یعنی به هیچوجه به خودم اجازه نمی دادم به دیگران نسبت دروغ بدهم و اسمش را بگذارم کار ژورنالیستی.
ایشان سپس ادامه داده اند که: مهم این نیست که او تیتر روزنامه اش را اصلاح کند یا بر رفتار نادرست خود اصرار بورزد. مهم این است که او و امثال او اگر مغرض نباشند ٬ دچار یک توهم تلخ و برداشت سوء از کار روزنامه نگاری هستند و از این رو به خود اجازه می دهند تا در حاشیه امنی که صبر و متانت و دور اندیشی دولت نهم برای رسانه ها بوجود آورده٬ به هر روش و منشی برای تخریب دولت یا هر کسی که او را رقیب خود می پندارند ٬ دست یازند و چه تلخ و دشوار است اگر هشدارها و انذارها آن را از خواب غفلت بیدار نکند!
در پاسخ به ایشان عرض کردم:
آقای جوانفکر عزیز
من رعایت صداقت را یکی از شاخص های مهم در روزنامه نگاری و به قول شما ژورنالیسم می دانم اما آیا این مهم صرفا باید توسط روزنامه نگاران رعایت شود ؟
آیا وقتی رییس جمهور محترم به اشتباه ، وام ۲ میلیونی بانکی به یک زن را که به خاطر اشکال نرم افزاری ، رقم میلیارد تومانی اعلام کردند و با تکیه بر گزارشی نادرست آن را به مافیایی ناشناخته ربط دادند ، به رییس جمهور محترم لزوم ترمیم افکار عمومی و عذرخواهی از مردم و سیستم بانکی و آن زن را یادآور شدید ؟!
باور کنیم که صداقت و درستی و پرهیز از ایراد افترا و کذب به عنوان یک ارزش مهم اگر از سوی مسئولان ارشد کشور رعایت شود آثار خوبی را در سطح جامعه شاهد خواهیم بود.
و اکنون اضافه می کنم که مردم هم می توانند این سخن را بگویند که : مهم این نیست که رییس جمهور محترم سخن نادرستش را که بر مبنای یک گزارش اشتباه و غیر کارشناسی در جمع مردم و رسانه ها مطرح فرموده اند  را اصلاح کنند یا بر رفتار نادرست خود اصرار بورزند. مهم این است که ایشان و امثال ایشان اگر مغرض نباشند (که البته نیستند) ٬ دچار یک توهم تلخ و برداشت سوء از عوامل بروز تورم هستند و از این رو به خود اجازه می دهند تا در حاشیه امنی که صبر و متانت و دور اندیشی مردم برای دولت نهم بوجود آورده اند، به هر روش و منشی برای تخریب هر کسی که به نوعی به دولت نهم انتقاد دارد ٬ دست یازند و چه تلخ و دشوار است اگر هشدارها و انذارها دولت نهم و یاورانش را از خواب غفلت بیدار نکند!
Posted by m.emami 0 Comments

نخستین ها چه زمانی ارزش دارند ؟

June 15, 2008 10:27 AM

نمی دانم چرا واژه « نخستین» در جمع ارزش های خبری جامعه ما این قدر اهمیت دارد و استفاده از آن تا حدی بدون توجه به آثار آن صورت می گیرد که گاهی خبر را فاقد ارزش خبری می کند !
اینکه پس از چندین سال از بکارگیری سامانه نامه نگاری بدون کاغذ و یا سامانه های اداری مشابه در کشور و حتی در استان ، با این خبر روبرو می شویم که : « طرح سازمان الكترونيك براي نخستين بار در استان يزد در بنياد شهيد و امور ايثارگران اين استان اجرا شد.» ، موضوع جالب به نظر می رسد.
گویی موضوع سازمان الکترونیک هنوز یک موضوع بکر و تازه و دست نخورده است که حتما « به مناسبت سال نوآوری و شکوفایی» به کوشش یک سازمان، « برای نخستین بار» ، « با اجرای این طرح كليه مكاتبات اداري ، ثبت خدمات ، تماس كاركنان و عموم خانواده‌هاي شاهدوايثارگربه‌صورت الكترونيك صورت می‌گيرد.»
بی تردید اقدامات یا رویدادهایی که برای نخستین بار صورت می گیرد می تواند در زمره خبرهای دارای ارزش خبری قرار گیرد ، اما در خبر کارهایی که با تاخیر فراوان برای نخستین بار صورت می گیرد ، بهتر است به سایر ویژگی ها و ارزش های خبری توجه بیشتری صورت گیرد تا مخاطب را از اصل و متن خبر دور نسازد.

Posted by m.emami 0 Comments

روابط عمومی و پلاکاردنویسی

May 12, 2008 07:27 AM


در آستانه 27 اردیبهشت ، روز روابط عمومی قرار داریم. در این مقوله گفتنی ها بسیار است و خوب است به جای تعریف از روابط عمومی به تعریف روابط عمومی بپردازیم.
در این مجال در راستای انتقاد از درون ! به نقدگونه تصویری از موضوع پلاکارد نویسی می پردازیم!
متاسفانه فعالیت بسیاری از روابط عمومی ها در کشور ما در برگزاری مراسم و پلاکاردنویسی و نصب پلاکارد خلاصه شده و تاسف بارتر این که این فعالیت هم به نحو موثر و مفید و با سلیقه صورت نمی گیرد.
نگاهی به چندتا عکس زیر ، ما را از توضیح بیشتر در مورد این مطلب بی نیاز می کند : !


اگر قرار باشد بین هواپیما و راه آهن ، یکی را انتخاب کنید، باید راه آهن را انتخاب کنید.
مقام معظم رهبری


روز قدس روز حیاط اسلام است
روابط عمومی و پایگاه بسیج شهید قدوسی دادگستری کل گلستان


سالروز شهادت ششمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت امام جعفر صادق (ع) را به عموم مسلمین تبریک می گوئیم.
روابط عمومی سازمان ملی زمین و مسکن


جناب آقای فردریک خاموخ خوشابو دارنده شماره حساب 7782275 از این شعبه برنده کمک هزینه سفر به عتبات عالیات گردیده است.
روابط عمومی بانک ....


عرصه دامپزشکی عرصه خدمت به انسانهاست.
دانشکده دامپزشکی دانشگاه تبریز

گویا این مشکل به بیرون از جامعه روابط عمومی هم سرایت کرده ! حال پرسش اینجاست که جامعه از روابط عمومی تاثیر گرفته یا این نوع روابط عمومی بر جامعه تاثیرگذارده است ! خدا کند این پلاکارد با مشورت یکی از همین روابط عمومی ها نوشته نشده باشد !
نگاه کنید :

مادرجان درگذشت گرامیتان را از صمیم قلب تسلیت عرض می نمائیم.
مقصود و یعقوب و داوود

Posted by m.emami 1 Comments

صرفه جويی را از جای ديگری شروع کنيد !

April 5, 2008 01:10 PM

دولت نهم در روزهای پایانی سال 1386 در نشست مورخ 26/12/86 هیئت دولت، دستگاه‌هاي اجرايي را موظف كرد در سال 1387 نشريات تخصصي خود را در قالب يك نشريه ساماندهي نموده و حتي‌الامكان به صورت الكترونيكي منتشر كنند.
این تصمیم در راستاي اجراي احكام قانون برنامه چهارم توسعه كشور و به منظور ايجاد انضباط مالي و مديريت كارآمد در بودجه، ارتقای بهره‌وري و صرفه‌جويي، استفاده بهينه از منابع، كاهش تصدي‌هاي دولت و واگذاري امور به بخش‌هاي غيردولتي در بند17 ضوابط اجرايي بودجه 87 اتخاذ شده است .
در این که دستگاه های اجرایی باید به سمت بهره مندی بیشتر از ابزارهای نو و جدید ارتباطاتی پیش بروند شکی نیست ، اما تعطیل کردن و حذف روش های ارتباطی گذشته پیش از استقرار و نهادینه شدن یک روش ارتباطی نو شاید به نظر کار عاقلانه و عالمانه ای محسوب نشود.
همان گونه که با گسترش اینترنت در جامعه شاهد رواج پایگاه های اطلاع رسانی و خبرگزاری های اینترنتی هستیم ، با این وجود هیچگاه حذف مطبوعات با این بهانه که رسانه ی جدید پای به میدان گذاشته است روشی معقول به نظر نمی رسد.
بنابر این تا زمانی که استفاده و بهره برداری از رسانه های نو و جایگاه های اطلاع رسانی مجازی و مجله های اینترنتی در جامعه به صورت نهادینه در نیامده، باید نشریه های موجود پا به پای نشریه های اینترنتی و با لحاظ نمودن ترویج شیوه های ارتباطی نو منتشر شوند.
بدیهی است صرف هزینه هایی که برای توسعه ی اطلاع رسانی در جامعه و دستگاه های اجرایی صورت می گیرد نه تنها مصداقی از اسراف نیست ، بلکه این نوع هزینه ها که منجر به رشد و توسعه ی آگاهی ها می شود نوعی از سرمایه گذاری است که آثار درازمدت آن بر پیکره فرهنگ جامعه غیر قابل انکار است.
در اینجا به مسئولان دستگاه های اجرایی توصیه می کنیم صرفه جویی و جلوگیری از اسراف را از نقاط دیگری آغاز کنند و هماره و بدون وقفه ، قدردان فعالیت های فرهنگی و آگاهی بخش باشند.

Posted by m.emami 0 Comments

خیز دولت برای ارتقای روابط عمومی کوتاه است !

November 11, 2007 03:39 PM

توسط پایگاه اطلاع رسانی دولت گفته شده مدیران کل روابط عمومی استانداری ها در شورای برنامه ریزی استان و کارگروههای «پژوهش و آمار» و « فرهنگ و هنر » « حضور » می یابند ! و سخنگوی دولت از وزیر کشور اجرای این کار را خواسته است.
به دنبال این خواسته ، وزیر کشور هم در بخشنامه ای از استانداران سراسر کشور خواسته است تا « به منظور ايجاد شبكه‌هاي اطلاع‌رساني و بهره‌برداري از آن در سطح استان و بين دستگاههاي اجرايي استاني ، دستور فرماييد از اين به بعد از مديران كل روابط عمومي به عنوان « ناظر » در كارگروههاي تخصصي دعوت شود.»
به نظر می رسد ارتفاع خیز دولت برای ارتقای جایگاه روابط عمومی در ساختار دستگاههای دولتی که با تدوین آیین نامه باصطلاح جامع روابط عمومی آغاز شد و با سفارش سخنگوی دولت و نه شخص رییس جمهور برای « حضور » و نه « عضویت دارای حق رای » مسئولان روابط عمومی استانداری ها در کارگروههای تخصصی استان ادامه یافت ، خیز کوتاهی است که دردهای کهنه ی روابط عمومی را درمان نخواهد کرد. این در حالی است که سخنگوی دولت به « نبود بستر مناسب ساختاري در استان‌ها » و « لزوم اقدامات مناسب در سطح استان ها » اعتراف کرده است.
واضح است که صرف نظر از دیگر ضرورتهای بنیادی تحول در نهاد روابط عمومی ، چنانچه در زمینه ارتقای جایگاه روابط عمومی بخواهد اتفاق یا رویدادی خوشایند و اثربخش رخ دهد ، چگونگی باور مسئولان ارشد دولت به ویژه شخص رییس جمهور ، سخنگوی دولت و مشاوران ارتباطی آنان نقشی بی بدیل خواهد داشت و مهمترین ضرورت امروز تغییر نوع نگاه آنان به روابط عمومی از یک عنصر صرفا «حاضر» و «ناظر» به « عنصری فعال و نقش آفرین » در عرصه های ارتباطی دولت و ملت است.
باوری که مستلزم پذیرش مردم مداری و ولی نعمت بودن مردم و تن دادن به آرای مبتنی بر شناخت و آگاهی اقشار گوناگون و به ویژه نخبگان و متخصصان جامعه است.

Posted by m.emami 3 Comments

جایگاه وبلاگ در انتخابات

November 9, 2007 01:38 PM

دنیای مجازی و به عبارتی روشن تر اینترنت، با ابزارهای ساده و کارآمد ارتباطی که فراروی کاربران خود قرار داده ، ویژگی بسیار جذابی را به ارتیاطات اجتماعی داده است، به نحوی که با ایجاد امکان ارتباطات دوسویه و ارتباط مستقیم منبع و مقصد پیام و امکان تبادل بازخورد بین آنان ، شرایط پویایی را در ارتباطات اجتماعی فراهم آورده است.
در این راستا وبلاگ ها بی تردید ابزاری ساده و کارآمد و ارزان برای نشر اطلاعات و افکار و اندیشه ها محسوب می شوند که امکان انتشار دانش ، عقاید و تجارب و اندیشه را برای کاربران و بلاگرها به ارمغان آورده اند.
وبلاگ ها این روزها با توجه به ماهیت و ویژگی دوسویه بودن خود و امکان برقراری راتباط دوسویه با مخاطبان در کانون توجه کسانی قرار گرفته است که علاوه بر علاقه به انتشار تجارب و اندیشه های خود، دغدغه مخاطب و آگاهی از بازخوردهای مخاطب را نیز دارند.
شرایط پیش رو در کشور ما که می رود تا با آمادگی فضای ذهنی جامعه، شرایط نوینی را برای انتخابات مجلس هشتم شورای اسلامی بیافریند ، شرایطی دیگرگونه است و نقش و کارکرد وبلاگ ها در این رویداد سیاسی اجتماعی می تواند بی نظیر باشد.
گرایش فعالان عرصه انتخابات و به ویژه کاندیداهای احتمالی به وبلاگ به عنوان یک ابزار ارتباطی دوسویه و فعال ، گرایش رو به رشد در تعامل مناسب با مخاطبان و شهروندان است.
وبلاگ ها در یک محیط الکترونیکی قادر است این امکان را برای فعالان انتخابات فراهم آورد تا افکار و اندیشه های خود را به صورت طبقه بندی شده ، حول محورهای مورد نظر به طور گسترده ای در معرض بهره مندی علاقه مندان و افکار عمومی قرار دهند و جستجوگران اندیشه و علاقه مندان نیز متقابلا می توانند با استفاده از یک مرورگر وب در هر نقطه ای به محتویات وبلاگ دستیابی داشته باشند و در هر زمان که فرصت دارند به غور و تفحص پیرامون اندیشه ها و تجارب فعالان انتخابات و کاندیداها بپردازند.
وبلاگ با دارا بودن امکان آرشیو مطالب این توانایی را دارد علاوه بر مطالب روز، دربردارنده افکار و اندیشه های بلاگر در زمینه های مختلف و در زمان های مختلف باشد و زمینه های مناسبی را برای شناخت نویسنده ی خود در اختیار خواننده قرار دهد.
در شرایطی که برخی به دلایل گوناگون امکان بهره مندی از سایر رسانه هایی همچون رادیو ، تلویزیون و مطبوعات را برای گفتن و بیان اندیشه های خود نمی یابند ولی می دانند که باید بگویند ، شاید وبلاگ بهترین گزینه برای نشر اندیشه ها و عقاید و تجاربشان باشد.
وبلاگ ها در انتخابات پیش رو در صورت استفاده ی صحیح و بجا و به موقع، می توانند با تنه زدن به رسانه های موجود، به عنوان یک رسانه ی بی نظیر و تعاملی ، یک ساختار عقلایی و منطقی را برای تبادل اندیشه و تضارب افکار در اختیار شهروندان و کاندیداهای انتخابات فراهم کنند.
کاندیداها می توانند در این ساختار عقلایی و منطقی ضمن بیان و تشریح دیدگاههای خود و با دریافت بازخوردهای مخاطبان و شهروندان به نقد و بررسی مجدد و ارتباط کارآمد با شهروندان دست یابند.
وبلاگها به عنوان یک ابزار ارتباطی کارآمد و ارزان و دوسویه دارای شرایطی بهینه و مناسب برای آزادی مدنی می باشند که زمینه های خوبی را برای نشر دیدگاهها و اطلاعات در جامعه فراهم آورده و مخاطبان با رویکردی آزادانه قادر به مطالعه مطالب منتشر شده و در صورت تمایل بیان دیدگاه خود در رابطه با آن ها می باشند.
در شرایطی که احزاب هنوز کارکردهای خود را در جامعه نیافته اند و بخشی از وظایف و کارکردهای آن را مطبوعات و سایر مکانیزم ها به دوش می کشند، وبلاگ ها می توانند به خوبی از عهده ی بخشی از وظایف ارتباطی احزاب و تشکلها و صاحبان اندیشه و نظر برآیند و شبکه ای از هوادران را در اطراف خود ایجاد کنند.
با ایجاد شبکه ای از هواداران از طریق وبلاگ ها می توان هواداران را در تولید، نشر، ارائه و گسترش اطلاعات و دیدگاهها مشارکت داد و تضارب اندیشه ها را در یک مقیاس گسترده طراحی و برنامه ریزی نمود. کاری که شاید در محیطی خارج از وبلاگ امی دشوار و یا ناشدنی است.
به هر حال امروزه وبلاگ ها می توانند شرایط جدیدی را در انتخابات پیش رو و تعامل شهروندان و کاندیداها و گسترش شناخت و آگاهی نسبت به برنامه ها و دیدگاههای آنان رقم زده و سهم آگاهی و دانایی را در انتخاب شهروندان و حرکت به سوی جامعه ای آزاد و آگاه افزایش بخشند.

Posted by m.emami 0 Comments

نقاب هاي سازماني

September 17, 2007 11:09 AM

به باور بسیاری از جامعه شناسان ، افراد در هنگام كنش متقابل در اجتماع ، مي كوشند جنبه اي از « خود » را نشان دهند و به نمايش بگذارند كه مورد پذيرش ديگران باشد.... و از آن جا كه بسياري تلاش مي كنند تا تصويري آرماني از خودشان را در اجتماع به نمايش بگذارند، به ناگزير احساس مي كنند كه ضمن اجراي نقش هايشان ، بايد چيزهايي را هم پنهان كنند .
اين موضوع در محيط سازمان هاي اداري ما هم به عنوان بخشي از اجتماع مصداق دارد، تعامل هاي سازماني ، مبتني بر چهارچوب ها و ساختارهايي تاييد شده ي سازماني هستند كه افراد آنها را به عنوان زيربناي نظم سازماني پذيرفته اند.
نظم سازماني تنها با رفتارها و عملكردهاي خصوصي افراد شكل نمي گيرد، بلكه از طريق تامين انتظارات و خواسته هاي عمومي كاركنان شكل مي يابد و حاصل آن تعادل سازماني است.
بنابر اين چون رفتارهاي خصوصي افراد به طور مستقيم نقش زيادي در شكل گيري تعادل سازماني ندارد، پنهان بودنش زياني به سازمان وارد نمي سازد و حتي آشكار كردن بسياري از اعمالي كه در حوزه ي خصوصي افراد جاي مي گيرند، موجب بي ثباتي و تغييرهاي بي رويه سازمان را فراهم مي آورد . با اين حال افراط در پنهان كاري و انكار هويت فردي در سازمان نتايجي مصيبت بارتر به دنبال خواهد داشت.
تحقق دستاوردها و برنامه ها و تامين نيازهاي سازمان در گرو وجود افراد متفاوت با توانايي ها و انديشه هاي گوناگون و گاهي متضاد است، از اين رو اعمال فشار براي ايجاد يكدستي در سازمان و افراط در حفظ همرنگي و هم رايي در سازمان ، موجب ظهور ، بروز و تقويت رفتارهاي غير اخلاقي مانند رياكاري، دورويي و دروغگويي مي شود.
در اين چنين شرايطي افراد ، نقابهاي سازماني براي خود مي سازند كه با ورود به سازمان آن را بر صورتشان مي كشند تا چهره ي واقعي شان پنهان شود، حال آن كه ممكن است از نظر اصول انساني ، چنين صورتي هيچگونه ايرادي نداشته باشد.
مفهوم نقابهاي سازماني ؛ تغيير رفتارهايي است كه افراد هنگام ورود به محل كار از خود بروز مي دهند تا بر خلاف اخلاقيات و اعتقادات واقعي خود، از رفتارهايي كه مورد قبول و حمايت حاكمان سازمان است پيروي كرده باشند. چرا كه در غير اين صورت ممكن است « خود » تحت فشارهاي مستقيم و غيرمستقيم قرار گيرند و در امور روزمره دچار محدوديت ها و تنگناهايي شوند. لذا پناه بردن به نقابهاي سازماني خوشايند، نه از روي ميل و رغبت ، بلكه تحت تاثير فشارهاي ساختار حاكم بر سازمان است.
پنهان شدن فرد پشت اين نقاب هاي سازماني، انكار خود واقعي و پذيرش نوعي شيوه ي حيات سازماني دروغين و غير حقيقي است. چنين فرايندي در عمل سبب خواهد شد كه افراد سازمان با اينكه بر اساس اصول خاصي با هم تعامل دارند، ولي همه نسبت به هم بي اعتماد باشند.
اين بي اعتمادي سازماني ، پديده ي نقاب هاي سازماني را تشديد مي كند ، بر اين اساس ، اين روند، هم محصول بي اعتمادي سازماني است و هم علت آن.
در اين حالت نامتعادل، فرد داراي دو نوع « خود » است:
۱- خود حقيقي ( كه خصوصي است و آن را در جمع خانواده و دوستان و همفكران بروز مي دهد )
۲- خود دروغين ( كه نوعي بازيگري نقش است و بخش عمومي و سازماني و چه بسا اجتماعي شخصيت و وجود فرد را شامل شده و در سازمان يا اجتماع به نمايش در مي آيد.
نكاتي كه گفته شد علاوه بر محيط سازمان ، مي تواند در محيط اجتماعي بزرگتر مانند كشور نيز مصداق يابد و در صورتي كه شرايطي افراطي در جامعه براي همرنگي و يكدستي ايجاد شود ، نقاب هاي سازماني ، در سطح بزرگتري مثل جامعه به عنوان نقابهاي اجتماعي پديدار مي شوند و ريا و دورويي و دروغ گسترش مي يابد.
--------------------------
منابع:
* استونز ، راب؛ متفكران بزرگ جامعه شناسي، ترجمه مهرداد ميردامامدي، تهران:۱۳۸۴، نشر مركز
* ريتزر، جرج ؛ نظريه جامعه شناسي در دوران معاصر ، ترجمه محسن ثلاثي، تهران:۱۳۸۴، انتشارت علمي

Posted by m.emami 1 Comments

چگونه از رپرتاژ آگهي بهره ببريم؟

September 10, 2007 01:50 PM

هیچ وقت انتشار گزارش عملکرد را در قالب رپرتاژ آگهی نمی پسندیدم. چرا که انتشار چنین گزارشی آن هم با درج متونی طولانی و خالی از جذابیتهای لازم برای مخاطبان نه به هدف سازمان کمک می کند و نه فایده ای برای مخاطب دارد، تنها کسی که در این میان به هدف خود نایل می شود و سود می برد سازمان آگهی های روزنامه است !
البته گرچه این اقدام حمایتی می تواند کمکی به مطبوعات باشد تا با توجه به هزینه های گزاف این فعالیت فرهنگی بتوانند به حیات خود ادامه دهند ، اما گرایش افراطی صاحبان روزنامه ها به جنبه ی اقتصادی موضوع می تواند لطمات جبران ناپذیری را به شان و جایگاه سازمانهای آگهی دهنده وارد کند.
بررسی دیدگاههای مخاطبان برای شناخت و آگاهی از میزان توجه آنان به چنین رپرتاژ آگهی هایی خالی از لطف نیست ، این کار می تواند تصمیم ما را برای سفارش چنین آگهی هایی منطقی سازد.
شاید در شرایطی که بخواهیم نکاتی از عملکرد سازمان را برجسته کنیم و همزمان از فعالیت فرهنگی مطبوعات حمایت کنیم ، انتخاب روزنامه ای که صرفا و به صورت افراطی به مقاصد اقتصادی نمی اندیشد و همچنین درج محتوای آگهی به صورت تراکت یا پوستر و نه به صورت گزارش متنی راهی بهتر به نظر برسد.
... و مهمتر از همه این که برای چنین اقدامی ابتدا خود به این نتیجه برسیم که باید آگهی درج کنیم و نه تحت تاثیر القائات بازاریابان حرفه ای مطبوعات دست به چنین کاری بزنیم .

Posted by m.emami 0 Comments